به نقل از الف:
شگفتی ستاد انتخاباتی و نزدیکان آقای موسوی از نتیجه آرای 22 خرداد خاطره انتخابات هشتمین دوره ریاست جمهوری را برایم زنده کرد. جایي که آقای توکلی با شعار "دولت پاک برای ملت پاک" به همراه 8 نامزد دیگر، رقیب رئیس جمهور وقت (آقای خاتمی) بودند.
در آن سال من به عنوان مسئول بخش خبر ستاد آقای توکلی، حدود یکماه تمام، آفتاب نزده به ستاد ایشان میرفتم و تا شب کار می کردم. بودجه ستاد ما آنقدر کم بود که نمی توانستیم یک خبرنگار خاص ستاد به همراه آقای توکلی در سفرهای تبلیغاتی اش بفرستیم. حتی مسئول ستاد ما در یکی از استانها نقل می کرد بچه های ستاد آنجا موقع شام و نهار می رفتند ستاد آقای جاسبی (یکی از 10 نامزد ریاست جمهوری آن دوره) و برای کار برمی گشتند ستاد توکلی... بگذریم.
در آن دوره حق هرنامزد از امکان تبلیغاتی سیما، یک مصاحبه 40 دقیقه ای و یک فیلم تولیدی ستادش بود. آقای توکلی در مصاحبه تلویزیونی اش، سیاستهای آقتصادی آقایان هاشمی و خاتمی را به شدت زیر سوال برد و وعده داد با فساد، اشرافیگری مسئولان و رانتخواری آقازاده ها مبارزه کند و مسیر حرکت قوه مجریه را در جهت عدالت، عقلانیت و کارامدی بازگرداند.
پخش آن مصاحبه و بخصوص فیلم تاثیرگذار ستاد ما، خیلی زود آقای توکلی را از سایر نامزدها متمایز و به رقیب اصلی آقای خاتمی تبدیل کرد. آقای توکلی حتی آقای خاتمی را به مناظره فراخواند اما ایشان به بهانه اینکه مناظره با توکلی حق 8 نامزد دیگر را ضایع می کند، از مناظره طفره رفت ... الغرض:
ویژگی کارکردن در ستاد مرکزی یک نامزد ریاست جمهوری این است که آدم دایما با سمپاتهای کاندیدا مواجه می شود، به ویژه اگر آن نامزد، معترض به وضع موجود و رقیب اصلی رئیس جمهور وقت هم باشد. افراد زیادی با هیجان و شوق برای کمک می آیند. افراد زیادی از شهرهای دور و نزدیک تماس می گیرند و می خواهند ستاد بزنند. صدها نفر در روز می آیند و پوستر و دیگر اقلام تبلیغاتی می خواهند. بعضی ها هم پول یا امکاناتی مثل کاغذ، وانت، چاپخانه و... دارند و می خواهند در اختیار ستاد قرار دهند. ترجیع بند همه این مراجعان هم تقریبا یک موضوع است:
"دست فلانی درد نکند. دمش گرم، خیلی شجاعانه از این دولت فلان فلان شده در تلویزیون انتقاد کرد... در محل یا شهر یا اداره ما همه طرفدار شما هستند. همینطور پیش بروید پیروزید و..."
خلاصه اینکه در ستاد نامزد معترض، خیلی سریع جوی سنگین ایجاد می شود و مسئولان و ستاد و کاندیدايشان را به پیروزی امیدوار و حتی مطمئن می کند. من حداقل یکبار این جو را حس کرده ام و اجازه می خواهم اسم آن را " سندرم توهم پیروزی قبل از رای گیری" بنامم.
یادم است جمعه شب 18 خرداد 80 (روز رای گیری آن دوره)، در طبقه دوم ستاد مرکزی با عده ای نشسته بودیم. هرچند دقیقه یکبار، از طبقه بالا که بخش شهرستانهای ستاد بود، صدای دستجمعی هورا بلند می شد. مثل حالتی که عده ای دستجمعی بازی تیم ملی ایران را از تلویزیون تماشا می کنند و ایران گل می زند. جریان این بود که از نقاط مختلف کشور تماس می گرفتند و می گفتند فلان صندوق شمارش شد، توکلی فلان قدر از خاتمی پیش است! ما هم تحت تاثیر "سندرم توهم پیروزی قبل از رای گیری"، لحظه لحظه از پیروزی مطمئن تر می شدیم تا اینکه آخرین ساعات جمعه شب، وزارت کشور نتایج اولیه انتخابات را اعلام کرد. نتایجی که کاملا خلاف انتظارمان و برایمان شوک بزرگی بود.
ساعت 6 صبح شنبه 19 خرداد 1380 جلسه مسئولان ستاد به ریاست قائم مقام ستاد (آقای منوچهر متکی) با دستور نحوه برخورد ما با آمار –از نظرما- شگفت انگیزی که وزارت کشور اعلام می کرد، تشکیل شد. خود آقای توکلی برای آخرین روز تبلیغات به مشهد رفته و همانجا مانده بود. رئیس ستاد ما هم از دیروز در ستاد انتخابات کشور مستقر بود تا بر روند انتخابات نظارت کند. دائم با ایشان در تماس بودیم. تخلف دندانگیری که اختلاف فاحش نتیجه انتخابات با انتظار ما را توجیه کند، نداشت.
در آن جلسه اولین نفر با ناامیدی گفت: تقلب محرز است. دیگری گفت اینها دارند مدل چکسلواکی را پیاده می کنند (ظاهرا اندکی قبل، رئیس جمهور وقت چکسلواکی به روش خاصی در دور دومش تقلب کرده بود) دیگری گفت توکلی به رهبری نامه بنویسد آن یکی گفت همه برویم وزارت کشور تحصن کنیم...
خلاصه هرکس نظری داد و بیشتر نظرات ناشی از همان " سندرم توهم پیروزی قبل از رای گیری" بود. همه بر اساس شواهد و علایمی که طی یک ماه با آنها خوگرفته بودیم، پیروزی توکلی را قبل از رای گیری قطعی می دانستیم و نتیجه ای غیر از آنرا تخلف و تقلب و دستکاری دولت در آرا به نفع رئیس جمهور وقت تلقی می کردیم.
یادم نمی آید چه کسی این نظر را داد، اما پس از بحث، بر احساس مان غلبه و دیدگاه هایمان را تعدیل کردیم و نهایتا همین نظر جمعبندی شد: آقایان، خودمان را گول نزنیم، در این دوره بجز نامزد ما و رئیس جمهور کنونی، 8 نامزد دیگر هم برای مردم حرف زدند، گوشها پر از وعده های رنگارنگ شد و در نتیجه مردم در هیاهوی ایجاد شده به وعده نامزد ما اعتماد نکردند و ترجیح دادند همین رئیس جمهور فعلی 4 سال دیگر هم به کارش ادامه دهد. ناظران ما در سر صندوقها و شورای نگهبان و وزارت کشور هم که تخلف بزرگی نیافتند که اختلاف فاحش آرای ما با آقای خاتمی را توجیه کند، پس به نتیجه اعلام شده تمکین کنیم.
پس از مشورتی کوتاه با آقای توکلی متن بیانیه را آماده کردیم و در آن ضمن تشکر از مردم و رای دهنده ها، با وجودی که از آقای خاتمی دلخور بودیم (به دلیل اینکه جلوی بداخلاقی انتخاباتی برخی نزدیکانش را نگرفته بود)، به ایشان تبریک گفتیم و برایش در چهارسال آینده آرزوی موفقیت کردیم.
اشاره: استاد حاج حيدر رحيم پور ازغدي از فعالان دوره نهضت نفت و انقلاب اسلامي در گفتوگوي مكتوبي به روش تخريب مشابه مجاهدين خلق(منافقين) در قبال شهيد رجايي و تخريبهاي جريانهاي سياسي عليه احمدينژاد اشاره و تأكيد كرد: آقاي مهندس موسوي و آقاي خاتمي هم انديشه مي باشند و انديشه هاي بنيادي هيچكدام شان با طرز تفكر احمدينژاد يكسان نيست. عدالتخواهي هم كار هر كس- هر كس نيست، زيرا هردوي اين دو بزرگوار پيش از احمدينژاد رئيس دولت بودند و مزه عدالتخواهياشان را مردم چشيده اند!
استاد رحيمپور در ابتداي پاسخ مكتوب خود به سؤالات سايت گام سوم نوشته است:
بسمه تعالي
عزيزان! جنبش مردمي دولت اسلامي پس از عرض سلام، من با آن عده از شاگردان خودم افراد انجمن طلاب و دانشجويان كه پیش كسوتان عدالتخواهي بلكه مدرسان مكتب كلاسيك سردمداران مكتب عدالتخواهي بوده اند و ادامه جهتشان را تبريك و از خدا عزت دو جهانشان را خواهانم، ديدم تا چه اندازه آنانيكه دوره پيش در اين راه گام برداشتند، با چپ و راستي كه اينك در ساختار متمدن ما به هم برپيچيده و با عدالتخواهان مبارزه مي كند در تقابلند.
با همه اينها از شما مي خواهيم تا جايي كه مي توانيد به خط عدالتخواهي ادامه دهيد و هميشه اين حديث را بخاطر داشته باشيد: شخصي خدمت معصوم مي رسد و مي گويد من شيعه شما مي باشم و حضرت مي فرمايند اگر به راستي شيعه مي باشي برو براي خودت پوستي از فقر و بلا فراهم كن زيرا مقدر آنكه در جهان قامت براي عدالتخواهي آراسته سازد، همين است. جداً هم چنين است و مي توان آقاي احمدينژاد را ابوذر علي ناميد.
متن گفتوگوي مكتوب با استاد رحيمپور در ادامه آمده است:
چرا هر گاه احمدي نژاد بر مغرب زمين مي تازد مثلاً حقوق بشر در غرب را به چالش مي كشد يا به مولودش -اسرائيل- حمله مي كند، برخي در داخل اورا تحقير و توبيخ مي كنند.
مستحضر باشيد كه 30 سال پيش هم هنگامي كه شهيد رجايي به سازمان ملل رفت، سرآغاز براي نشان دادن چهره واقعي اين سازمان و شبهات گمراه كننده مدافع حقوق بشرش، پاهاي خود را از جوراب بيرون آورد و روي ميز گذاشت و گفت از سازمان مي خواهم بگويد چرا اين پاها اين چنين شده است! و شخصي براي اولين بار سازمان ملل را افشا و رسوا كرد. ليكن مجاهدين خلق(منافقين)، همانها كه با ترور عزيزاني چون رجايي آشكار شدند، در همه جا نشر مي دادند كه چنين حركتي از رييسجمهوري، باعث تحقير كشور بزرگ ايران است. چرا كه ضربه رجايي آنچنان مؤثر افتاده بود كه همه نيروهايشان را مأمور كرده بودند صورت مسئله را از ذهن ها بزدايند و اگر مي خواهيد تأثير شورا را دريابيد، به عكس العمل استعمار و استثمار و گفتار و كردار عمال و همفكران دشمن در كشور بنگريد.
در مورد احمدينژاد مي گويند كه او متمايل به انجمن حجتيه است، چون نام حضرت صاحب الامر عليه السلام را زياد بر زبان مي آورد و سعي در طرح مباحث موعود آخرالزمان و مهدويت مي كند. حضرت عالي كه سالها انجمن را رصد كرده ايد و شاخصه هاي انجمني ها را خوب مي شناسيد، چه قضاوتي داريد؟
اولاً، شيعه موظف است هميشه آماده ظهور آخرين پيشواي معصوم خود باشد و مؤمنان بايد هميشه دعاي فرج بخوانند. با اين فرق كه شيعه علوي مدام چون سربازي به آب و آتش مي زند تا زمينه را براي ظهور حضرتش آماده سازد، همان گونه كه يك ميزبان باشعور تا ميتواند براي ميهمان خود وسايل پذيرايي بيشتر را تهيه ميكند. در اين صورت اگر احمدينژاد با ظلم و كفر مبارزه مي كند، زمينه ظهور حضرت را فراهم مي كند اما اگر ميخواهد با اشك و آه و سور چرانيها و چراغاني و سرود و موسيقي امام را جذب كند و به ياري مستمندان بكشاند و هر گاه درد دل دارد، بجاي فرياد به ظالمان، مي رود شكايت نامه اش را به ضميمه مقداري پول در چاه جمكران مي ريزد، حق با آقايي است كه مي گويد چرا احمدينژاد دائم متبرك به ذكر امام قائم به سيف مي باشد.
ثانياً، من خود را موظف دانسته كه پيرامون انجمن حجتيه تحليل مفصلي بنويسم و مردم را آگاه سازم كه: انجمن حجتيه تا سال 42، كه متدينين كوچكترين حركت سياسي نداشتند، بهترين انجمن بود و تا سال 56 هم با مجوز بسياري از مراجع به كار خود ادامه مي داد، سال 56 پس از فاجعه ميدان ژاله فرمان داد ديگر سكوت جايز نيست، به صف مردم بپيونديد. و فروردين سال 58 هم حكم صادر كه همه انجمني ها به جمهوري اسلامي راي بدهند. پس از رسميت جمهوري اسلامي هم در شرايطي كه پيري 90 ساله و بازنشسته بود، نامه داد كه شيعه به فرمان يازدهمين پيشواي خود موظف است از مراجع خود اطاعت و تقليد كنند و بنابراين همگان موظف به اطاعت از فقيه اعظم و امام انقلاب، مرجع عاليقدر امام خميني مي باشند. سال 62 چون بوسيله اعلاميه، امام دريافت كه مديريت بعدي انجمن، كه عضو انجمن فلسفه فرح بود، از فرمان امام سركشي مي كند، حكم تعطيلي همه شعبات انجمن را صادر كرد. لذا اكنون انجمن حجتيه اي وجود ندارد كه به خوب و بد آن بپردازيم و بگوييم چه كسي انجمني مي باشد و چه كسي نيست.
دكتر احمدينژاد چه كارهايي كرد كه اگر ديگران بودند، نمي توانستند بكنند؟
دكتر احمدينژاد موفق تر از شهيد رجايي بود و كار را جهاني كرد كه احدي به جز امام و رهبر انقلاب نكرده بود.
چه كارهايي مانده است و بايد انجام دهد؟
البته وقتي مشكلاتمان را با خارج حل كنيم رفع مشكلات داخلي آسان است و رهبر هم بر همين عقيده اند تا مشكلات با بيگانكان حل نشود نبايد كارهاي تحريك كننده اي در كشور انجام داد.
تفاوت احمدينژاد با ديگر اصول گرايان چيست؟ چرا خيلي از اصولگرايان جلوي او موضع دارند؟
همان تفاوت حسين بي علي با ابن عباس (پسر عمويِ محدثِ قاريِ قرآن و صحابي بزرگ و اصولگرا). هنگامي كه حسين(ع) عازم كوفه شد، آن بزرگ مردِ حكيم سياسي اصولگرا، جلويش را گرفت و حكم صادر كرد كه رفتن تو به كوفه حرام است و اگر مي خواهي خود را بكشي برو، چرا زن و فرزند را مي بري؟ حسين رفت و مكتب پايدار ماند. فرزندان عاقل ابن عباس سلسله بني عباس را آفريدند و 6 امام تندرو! را شهيد ساختند -از امام ششم تا امام يازدهم- آري! به قول دكتر شريعتي درگيري شيعه صفوي و شيعه علوي هميشگي است.
آيا دعواي دوم خردادي ها با دكتر احمدينژاد از جنس دعواي دكتر مصدق و آيت الله كاشاني است؟
ابداً و هرگز! آنها هر دو صد در صد ملي و جان نثار مردم بودند و اختلافات را عوامِ سياسي بودن مردم و فتنه هاي دشمن آفريد؛ آنها هر دو بيگانه ستيز بودند، ليكن رغبت دوم خرداديها به ساختار جمهوري ليبراليزم بيشتر از جمهوري اسلامي مي باشد، تا بتوانند با فرماندهي ولي فقيه مخالفت مي كنند زيرا خط دهندگانشان مي دانند با فرماندهي ولي فقيه و روي كار آمدن رييسجمهور پيرو ولايت فقيه، ايران در ظرف 4 سال صد در صد موفق به تكميل دستگاه هستهاي خود مي شود و موشك 3 هزاركيلومتري مي سازد. (اما) با وجود رياست مردي آرام و مصلحت جو، مي شود 2 ساله، تأسيسات هستهاي كشور را تعطيل كرد. همان طور كه همه را نابود كردند و حتي در دانشگاه هاي خود از تدريس اين رشته خودداري كردند. نه! اختلاف مصدق و كاشاني درون گروهي بود و آنها هر دو دشمن بيگانه بودند، ليكن تمايل دوم خرداديها به سياستگزاري هاي غرب قابل انكار نيست.
بعضي مي گويند احمدينژاد «گوش به حرف نكن» است اين يك انگ است يا واقعيت؟ حسن است يا عيب؟
انتقاد برخي هم به احمدينژاد اين است كه ميگويند احمدينژاد صاحب نظر نيست و گوش به فرمان رهبر و مطيع بي چون و چراي رهبر است و شما با آنكه مي گوييد گوش به حرف كسي نمي دهد، بپرسيد آيا به جز احمدينژاد كدام رئيس جمهور بود كه در برنامه ريزيهاي اقتصادي خود، از همه بزرگان رشته براي اظهار نظر و نقد و انتقاد دعوت كند و چرا وقتي خواست در آن مجلس شركت نكردند؟!
مي گويند احمدينژاد قانون گريز است. آيا حذف سازمان برنامه و بودجه قانون گريزي است؟
ما 2 گونه قانون داريم يكي قوانين الهي كه امام انقلاب فرمود هر چه بر خلاف شرع باشد، بر خلاف قانون هم مي باشد، زيرا مردم به جمهوري اسلامي رأي دادند. يكي هم قوانين اجق وجقي كه دشمنان رند و دوستان ساده دل بر پايه مصلحت وضع كرده اند و به شكم انقلاب ما چپانده اند. حال اگر احمدينژاد از قوانين الهي مي گريزد، خطاكار است، ليكن اگر از قوانين دست و پاگيري كه كشور را فلج مي كند، مي گريزد، مقلد امام و رهبر است.
قبل از احمدي نژاد راستي ها به چپي ها مي گفتند بي دين و چپي ها به راستي ها مي گفتند انحصار طلب و ديكتاتور؛ با اين همه اختلاف چرا چپ و راست عليه او متحد شده اند؟
اگر درسهايي را كه در كلاسهاي 12 سال پيش گفته بودم، به خاطر داشتيد، اين سؤال را نمي كرديد، زيرا من مكرر گفته ام چپ و راست 2 شاخه فلاخني مي باشند كه دسته آن در كف سنگ پران مي باشد و 2 شريك اقتصادي اند كه در 2 دفتر كار به رقابت مي پردازند. ظريف ترش آنكه رهبر فعلي در 22 سالگي آنگاه كه كوكاكولا و پپسي به جان هم افتاده بودند، فرمود بيهوده به سر و كله يكديگر نزنيد پول هر دو شيشه به يك جيب مي رود. دليل آشكار هم اينكه پس از انتخاب احمدينژاد، 2 شاخه فلاخن در هم تافتند و اينك چماقي گشته اند كه بر سر عدالتخواهي مي خورد، زيرا احمدينژاد بي پروا تا توانست دزديهاي 30 ساله گذشته رابه صندوق بيت المال برگرداند. خدا پدر اينها را بيامرزد كه چون امير عدالتخواهان فرقش را نشكافتند و بخاطر خود او را بر منبر ها لعن نمي كنند.
چرا مهندس ميرحسين موسوي كه بحث عدالت را طرح كرده است مانند دكتر احمدينژاد اين دعوا را پي نمي گيرد؟ چرا جنس دعواهايش از جنس دعواهاي آقاي خاتمي است نه از جنس دعواهاي امام يا احمدينژاد؟
آقاي مهندس موسوي و آقاي خاتمي هم انديشه مي باشند و انديشه هاي بنيادي هيچكدامشان با طرز تفكر احمدينژاد يكسان نيست. عدالتخواهي هم كار هر كس- هر كس نيست، زيرا هردوي اين دو بزرگوار پيش از احمدينژاد رئيس دولت بودند و مزه عدالتخواهياشان را مردم چشيده اند!
مهندس مير حسين موسوي مي گويند: مديران مياني ما حاضرند با همه كار كنند. حضرت عالي بارها تأكيد كرده ايد لايه هاي مياني در ادارات يا مهره راستيهايند يا عنصر چپيها و اختيار دست احمدينژاد نيست لذا فساد اداري هنوز اصلاح نشده است. آيا اين تاكيد آقاي مهندس موسوي نظر شما را عوض نمي كند؟ چرا؟
البته كه اكثريت مديران مياني شما مي توانند با 180 درجه چرخش هم با راستي ها كار كنند و هم با چپي ها! ليكن آنجا كه خواسته باشند با عدالتخواهي همكاري كنند، بر مي خروشند! من اين را شهادت مي دهم كه مردم در دوره احمدينژاد رنج بيشتري از ادارات كشيدند و هر كه عدالتخواه تر بود، بيشتر. زيرا پشت ميز ها يا راستي اند يعني روي شاخه سمت راست فلاخن نشسته و يا چپي اند يعني شاخه سمت چپ فلاخن را گرفته اند، و اين هر دو دشمن خوني عدالتخواهان مي باشند و آقاي مهندس موسوي پيشتر مسئوليت داشته اند.
بعضي مي گويند سياست خارجي دكتر احمدينژاد فاجعه است و بعضي مي گويند افتخار، حضرتعالي چه نظري داريد؟
هر دو درست مي گويند زيرا براستي براي برخي فاجعه بود و براي برخي افتخار. اين را كه سياست احمدينژاد چگونه بوده است، از رهبر انقلا ب بايد شنيد.
منبع: عدالتخانه
□
اسناد پذيرش غيرقانوني دختر ميرحسين موسوي در دوره دكتري فيزيك دانشگاه اميركبير منتشر شد.
جهان نوشت؛ تاكيد مداوم ميرحسين موسوي بر پياده سازي عدالت عمومي و رفع تبعيض در ميان اقشار مختلف جامعه و اتهام زني پياپي وي به دولت نهم در اين رابطه، در حالي صورت ميگيرد كه متاسفانه طبق اسناد معتبر بدست آمده خلاف ادعاهاي موسوي در حرف و عمل ثابت ميشود.
به گزارش جهان، دختر ميرحسين موسوي در سال 83 متقاضي پذيرش بدون كنكور در دوره دكتري فيزيك دانشگاه اميركبير ميشود و مسئولان آن دانشگاه نيز در اقدامي خلاف قانون در حالي كه نامبرده داراي معدل 5/13 در دوره كارشناسي و 7/14 در كارشناسي ارشد بوده، وي را پذيرش ميكنند.
بنابر اين گزارش، دختر موسوي در تاريخ 7/6/83 طي نامهاي خطاب به رئيس دانشگاه اميركبير با اعلام اينكه در سال 81 نفر سوم جشنواره جوان خوارزمي شده و داراي چهار مقاله چاپ شده در نشريات داخلي و خارجي است، متقاضي پذيرش بدون كنكور در دوره دكتري فيزيك دانشگاه اميركبير ميشود.
برپايه اين خبر پيرو دستور مورخ 8/6/83 رئيس دانشگاه اميركبير مبني بر رسيدگي به اين تقاضا، رئيس دانشكده فيزيك اين دانشگاه طي دستور مورخ 20/7/83 خطاب به مديركل تحصيلات تكميلي دانشگاه ضمن ارسال مدارك دختر ميرحسين موسوي اعلام ميدارد كه معدل كارشناسي ارشد نامبرده 7/14 ميباشد و عملاً امكان تحصيل وي بر طبق قانون وجود ندارد.
با اين حال رئيس دانشكده فيزيك دانشگاه اميركبير طي نامه شماره 5582/41 مورخ 22/6/83 اعلام مينمايد كه موافقت شده تا خانم كوكب موسوي با استفاده از سهميه دانشجويان ممتاز در دوره دكتري پذيرفته شود.
شايان ذكر است كه برابر ماده 4 آئين نامههاي تسهيلات آموزشي و پژوهشي براي دانشجويان ممتاز مورخ 19/12/81 و 10/3/82، دانشجويان ممتازي ميتوانند در دوره دكتري پذيرفته شوند كه در دوره كارشناسي ارشد معدل كل دروس آنها 17 و پايان نامه آنها با درجه عالي ارزشيابي شده باشد.
به نظر ميرسد ميرحسين موسوي با توجه به ادعاهاي پياپي مبني بر وجود تبعيض و عدم رعايت عدالت در دولت نهم،بايد عدالت واقعي را از منظر خود باز تعريف نمايد.





منبع: رجانیوز
□
■ احمدي نژاد يك قدم جلوتر از ديكتاتورهاست و رياست جمهوري اش نتيجه انقلاب مخملي در ايران است(!)
برادر رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در واكنشي عصبي به اظهارات احمدي نژاد در مناظره با موسوي گفت: رئيس جمهور يک قدم هم جلوتر از ديکتاتورها بر مي دارد. محمد هاشمي تصريح كرد: سياست، گفتار و رفتار احمدي نژاد و اينکه او مي خواهد به تنهايي به همه مسائل رسيدگي کند و ناديده گرفتن ماهيت قوه قضائيه در جريان مناظره با موسوي از نشانه هاي ديکتاتوري اوست. عضو شوراي مركزي حزب كارگزاران با فرافكني و ادعاي اين كه احمدي نژاد به خوبي مي داند که اگر همه اسناد دولتش منعکس شود، نمي تواند جوابي داشته باشد، افزود: به همين دليل خودش هم نمي داند که چه مي کند و بدون دليل افرادي را که از استوانه هاي نظام هستند، به بي اخلاقي و سوء استفاده از بيت المال متهم مي کند. وي رئيس جمهور را به همسويي با بازرگان و بني صدر فراري متهم كرد و گفت: ظاهراً احمدي نژاد فقط دولت خود و دولت هاي کوتاه مدت مهندس بازرگان و بني صدر را قبول دارد که دائم در حال ايراد گرفتن از روند حاکم بر ٢٤ سال ديگر هستند. محمد هاشمي به جاي پاسخگويي به ابهامات افكار عمومي، با بيان اين كه از بين بردن آرمان هاي امام، زير سوال بردن ارزش هاي انقلاب اسلامي، بر هم زدن نظم اقتصادي کشور و....مواردي است که تا پيش از اين اهداف مستکبران بود و براي رسيدن به آنها حتي ما را تهديد به حمله نظامي مي کردند، گفت: اما در حال حاضر به برکت حضور احمدي نژاد و دولت غيرقابل دفاعش، کشور ما با همه اين پديده ها مواجه شده است و به همين دليل است که کشورهايي نظير امريکا و اسرائيل ضرورتي به حمله نظامي و تهديد کردن ايران نمي بينند. برادر رئيس مجمع تشخيص مصلحت با ادعاي اين كه دولت نهم دولتي نه چندان مشروع است، ادامه داد: رياست احمدي نژاد در دولت نتيجه انقلاب مخملي دشمنان بود تا آنها با کمترين هزينه و بدون اينکه بخواهند خود را درگير جنگ و تنش هاي جهاني کنند، به خواسته هاي خصمانه خود دست يابند.
گفتني است در فهرستي كه به تازگي درباره واگذاري منابع ملي به اشخاص حقيقي و حقوقي در دولت هاي گذشته منتشر گرديده، به دفعات نام محمد هاشمي و همسر وي به چشم مي خورد:
محمد هاشمي (245/1 هكتار - لالان شميران)، موسسه روشنگر 2- همسر محمد هاشمي
(15 هكتار دارآباد) - موسسه شهيد مهدوي - همسر محمد هاشمي (2 هکتار ولنجک
روزنامه ایران - شانزدهم خرداد ۸۸ - صفحه ۱
□
در پی پخش فیلم مستند تبلیغاتی میرحسین موسوی مراجع تقلید نسبت به استفاده ابزاری از شان مرجعیت برای تبلیغ کاندیدای خاص اعتراض و حمایت خود را از نامزدی خاص تکذیب کردند.
به گزارش ایرنا، دفتر آیت الله موسوی اردبیلی با تاکید بر اینکه پخش تصویر دیدار با مراجع به منزله اعلام حمایت نیست، اعلام کرد: اعلام نظر دفتر تنها از طریق بیانیه و گفتار رسمی ایشان انجام می شود.
حجت الاسلام والمسلمین پارسا، مسئول اطلاع رسانی دفتر آیت الله موسوی اردبیلی با تکذیب حمایت این مرجع تقلید از یک نامزد خاص تصریح کرد: همه نامزدها امکان دیدار با ایشان را داشته اند و این دیدار دلیلی بر حمایت نیست.
وی افزود: اعلام نظر رسمی آیت الله موسوی اردبیلی معمولاً از طریق بیانیه رسمی و یا سخنان صریح ایشان است و نشان دادن تصاویر در دیدار نمی تواند اعلام حمایت باشد.
دفتر آیت الله صافی گلپایگانی نیز در واکنش به پخش تصاویر این مرجع تقلید در فیلم مستند انتخاباتی میرحسین موسوی بر عدم حمایت از نامزدها تاکید کرد.
مسئول دفتر این مرجع تقلید با اشاره به صدور اطلاعیه ای مبنی بر عدم حمایت از نامزدها در طول برگزاری انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، شان مرجعیت را فراتر از وارد شدن در تبلیغات نامزدها عنوان کرد.
وی در تشریح شاخصهای نامزد اصلح از دیدگاه این مرجع تقلید گفت: حفظ مواضع و هویت اسلامی نظام، عدم تنازل از ارزش های دینی و مذهبی، پاسداری از عزت و استقلال کشور و حکومت قانون و خدمت به قشر ضعیف جامعه، ثابت قدم و کوشا از اصلی ترین شاخص های نامزد اصلح است.
آیت الله نوری همدانی در واکنش به پخش فیلم مستند انتخاباتی موسوی در ابتدای درس خارج فقه امروز بر عدم حمایت از نامزدهای ریاست جمهوری تاکید کرد.
مسئول دفتر این مرجع تقلید با اشاره به پاسخ آیت الله نوری همدانی به زمزمه های حمایت وی از مهندس موسوی در ابتدای درس خارج گفت: این مرجع تقلید با تاکید بر اینکه حمایت از یک نامزد خاص در انتخابات به دور از شان مرجعیت شیعه است، شائبه حمایت ایشان از مهندس موسوی را بی اساس دانست.
نجف زاده افزود: آیت الله نوری همدانی شاخصه نامزد اصلح را برشمرد و به همگان برای حضور پرشور در انتخابات تاکید کردند که این شاخصه ها بزودی از سوی دفتر ایشان اعلام می شود.
دفتر آیت الله جوادی آملی نیز با اشاره به صدور بیانیه ای در روزهای قبل مبنی بر عدم حمایت از نامزدهای ریاست جمهوری، همه نامزدهای تایید شده از سوی شورای نگهبان را صالح و انتخاب اصلح را بر عهده مردم دانست.
حجت الاسلام والمسلمین اکبری، مسئول دفتر آیت الله جوادی آملی با تاکید بر عدم نظر خاص این مرجع تقلید بر روی نامزدها برای اعلام حمایت وی تصریح کرد: نمایندگان برای تبلیغات خود و نشان دادن ارادت و اعتقاد خود به مراجع می توانند فیلم دیدار را منتشر کنند ولی این دیدار دلیل بر حمایت مراجع از نامزدها نیست.
وی افزود: اگر این فیلمها مشکلی داشت، صدا و سیما نباید آن را پخش می کرد و این فرصت نیم ساعته صدا و سیما برای نشان دادن باورها و اعتقادات نامزدهاست.
منبع: روزنامه کیهان - یازدهم خرداد ۸۸ - صفحه ۲
□
ميرحسين موسوي گفته بود كه در اولين نطق تلويزيوني خود در 20 سال گذشته ممنوع التصوير بوده كه با واكنش عضو ارشد جامعه روحانيت مواجه شد. احمد سالك گفت: ميرحسين موسوي نبايد به خاطر اثبات خود، صدا و سيما و دستاوردهاي دولت نهم را زير سوال ببرد. وي كه يكي از دستاوردهاي جمهوري اسلامي ايران را آزادي بيان و عقيده براي همه شخصيت ها و جريانات سياسي مي داند، ادامه داد: در طول 30 سال جمهوري اسلامي ايران عده اي مي خواستند بي بندوباري را رواج دهند كه طبيعتا نبايد به آن عده اجازه چنين كاري داده شود.عضو جامعه روحانيت مبارز همچنين به سخنان زاهدي، كارگردان تلويزيوني مبني بر اينكه هر موقع ما به دفتر ميرحسين دعوتنامه مي فرستاديم، با پاسخ منفي وي روبه رو مي شديم، گفت: من گفته هاي اين كارگردان تلويزيون را قبول دارم؛ چرا كه هيچ موقع عرصه براي حضور شخصيت هاي مهم نظام بسته نبوده است. سالك با اشاره به اينكه همه كانديداها بايد طبق بيانات مقام معظم رهبري مبني بر منصفانه قضاوت كردن درباره ديگران، عمل كنند، افزود: يكي از موضوعاتي كه همه كانديداها بايد در عرصه انتخابات رعايت كنند، اخلاق سياسي است و اين اخلاق سياسي ايجاب مي كند كه ميرحسين موسوي به خاطر اثبات خود، صدا و سيما و دستاوردهاي دولت نهم را زير سوال نبرد. ميرحسين و هم طيفان وي نه تنها صدا و سيما را زير سوال برده اند، بلكه خيلي از ارزش هاي نظام را هم در پي آن مورد خدشه قرار داده اند. عضو جامعه روحانيت مبارز در پايان با اشاره به سخنان آيت الله مهدوي كني مبني بر حمايت اكثر اعضاي جامعه روحانيت از احمدي نژاد در انتخابات آتي خاطرنشان كرد: سخنان آيت الله مهدوي كني درست است و من گفته وي را تصديق مي كنم؛ چرا كه شخصيت بزرگواري همچون آيت الله مهدوي كني فروش دين به دنيا از سوي عده اي را تحمل نمي كنند.
منبع: روزنامه اعتماد ملي - یازدهم خرداد ۸۸ - صفحه ۴
□
قصه انقلاب فرهنگي قصه عبرت آموزي است. بعضي از رسانهها و دستگاههاي حکومتي، سالها است که براي فرو کوفتن يکي از ناقدان و ناراضيان، يعني سروش، ماجراي انقلاب فرهنگي راچنان ننگين وسنگين ودروغين کردهاند وجمعي بيخبر را چنان بازي دادهاند (کينهتوزان به جاي خود) که اکنون اين طناب برگردن خودشان پيچيده است. بهطوري که پيروان خط امام هم از آن برائت ميجويند و شرمسارانه نقش خود را درآن انکار ميکنند و از اطلاعرساني درست سر ميپيچند. آدمي در ميماند که اين پيروان وفادار، سهم رهبري فقيد انقلاب [...] را در انقلاب «[...]» فرهنگي چقدر برآورد ميکنند.
در خبرها آمده بود که آقاي مهندس موسوي به دانشجويي که از نقش وي در انقلاب فرهنگي سوال کرده بود، چنين پاسخ داده بود که «من درآن هنگام نخست وزيرنبودم و نقشي در انقلاب فرهنگي نداشتم و سندي در اين مورد وجود ندارد.» پاسخ به آن دانشجو، درحقيقت پاسخ به عبدالکريم سروش بود که درجواب دروغها و توهينها و تمسخرهاي يک نويسنده درمحفل حاميان مهندس موسوي، انگشت برنقش مهم ميرحسين موسوي درستاد انقلاب فرهنگي نهاده بود و از وي خواسته بود تا اين راز ساده را فاش کند و اطلاع درست و دقيق در اختيار پرسشگران قرار دهد. سروش حتي از گواهان اين امر يعني علي شريعتمداري، محمد خاتمي، احمد احمدي، صادق واعظزاده و رضا عارف نام برده بود که در دفتر نخستوزير حاضر ميشدند و در جلسات مکرر ستاد انقلاب فرهنگي به رياست ميرحسين موسوي شرکت ميکردند.
آقاي موسوي اما به جاي گفتن اين حقيقت ساده، راه ناصوابي را برگزيد و پاسخ آن دانشجوي دلسوخته را چنان مبهم داد که کس نداند وي درآن ايام چه کاره بوده است.
آقاي موسوي شما که همه افتخارتان پيروي از امام است، چرا؟ شما که خود منصوب امام بوديد و به فرمان او بر صدر جلسات مينشستيد چرا خبر درست و دقيقي از آن نميدهيد؟ آيا فردا هم اگر به کرسي رياستجمهوري بنشينيد، همينطور «حق دانستن» مردم را محترم ميشماريد؟
گفتهايد شما در انقلاب فرهنگي نقشي نداشتيد، که اينطور؛ ولي صورت مذاکرات شوراي انقلاب چيز ديگر ميگويد: اعضاي شورا به شدت از وضع ناآرام دانشگاهها ناراضي بودند. هاشميرفسنجاني گفت: «از طريق حضور تعدادي بچه مسلمان در تهران ميتوان جلو شلوغي دانشگاه را گرفت... از خشونت نميترسيم. امروز شروع شود بهتر از سه ماه ديگر است.» مهندس ميرحسين موسوي تنها کسي بود که «از ضرورت انقلاب فرهنگي ار طريق حضور تودهها در دانشگاه سخن گفت». و چنين بود که دانشجويان اينجا و آنجا ستادهايي تشکيل دادند و مشغول «انقلاب فرهنگي» شدند؛ يا به تعبير ميهمان مودب شما: «تقليد مضحک شناعت وسخافت.» (درتهران: شکوريراد، شمقدري و محمود احمدينژاد و هاشميثمره در شيراز: فلان و فلان...الخ)
اين در انقلاب فرهنگي. اما درستاد انقلاب فرهنگي چطور؟ آيا آنجا هم بينقش بوديد؟ «قربان تمکينت شوم. ميبين وسربالا مکن»
من ميدانم که حاميان شما، ازجمله آقاي مسجدجامعي، درتشکيل آن جلسه و دعوت از آن نويسنده و تحريک او، خطاي سياسي واخلاقي بزرگي مرتکب شدند و «جاي خالي دروغ» را پر کردند و پويش انتخاباتي شما را به رنگ جفا آلودند. اما شستن آن رنگ با رنگ ديگر ميسر نيست. ازشما انتظار بزرگمنشي بيشتري ميرفت. يکي اينکه آن گفتار و کردار زشت را نکوهش و سرزنش کنيد و دوم اينکه شجاعانه از اقدام امامي که افتخار پيروي او را داريد [...] و نيز از نقش خود در انقلاب فرهنگي و ستاد انقلاب فرهنگي بيشرمندگي دفاع نماييد و چون يک فرد مطلع و مسوول، زواياي نهفته آن را آشکار سازيد و نشان دهيد که برنامهريزان و مجريان انقلاب فرهنگي چه کساني بودهاند و خود در گشودن پرونده مذاکرات شوراي انقلاب در اين خصوص پيش قدم شويد و همچنين تصريح کنيد که آييننامههاي «انقلابي» براي سانسور کتاب و غيره محصول شوراي عالي انقلاب فرهنگي کنوني است که شما هم عضو آن بودهاي
قصه انقلاب فرهنگي قصه عبرت آموزي است. بعضي از رسانهها و دستگاههاي حکومتي، سالها است که براي فرو کوفتن يکي از ناقدان و ناراضيان، يعني سروش، ماجراي انقلاب فرهنگي راچنان ننگين وسنگين ودروغين کردهاند وجمعي بيخبر را چنان بازي دادهاند (کينهتوزان به جاي خود) که اکنون اين طناب برگردن خودشان پيچيده است. بهطوري که پيروان خط امام هم از آن برائت ميجويند و شرمسارانه نقش خود را درآن انکار ميکنند و از اطلاعرساني درست سر ميپيچند. آدمي در ميماند که اين پيروان وفادار، سهم رهبري فقيد انقلاب [...] را در انقلاب «[...]» فرهنگي چقدر برآورد ميکنند.
در خبرها آمده بود که آقاي مهندس موسوي به دانشجويي که از نقش وي در انقلاب فرهنگي سوال کرده بود، چنين پاسخ داده بود که «من درآن هنگام نخست وزيرنبودم و نقشي در انقلاب فرهنگي نداشتم و سندي در اين مورد وجود ندارد.» پاسخ به آن دانشجو، درحقيقت پاسخ به عبدالکريم سروش بود که درجواب دروغها و توهينها و تمسخرهاي يک نويسنده درمحفل حاميان مهندس موسوي، انگشت برنقش مهم ميرحسين موسوي درستاد انقلاب فرهنگي نهاده بود و از وي خواسته بود تا اين راز ساده را فاش کند و اطلاع درست و دقيق در اختيار پرسشگران قرار دهد. سروش حتي از گواهان اين امر يعني علي شريعتمداري، محمد خاتمي، احمد احمدي، صادق واعظزاده و رضا عارف نام برده بود که در دفتر نخستوزير حاضر ميشدند و در جلسات مکرر ستاد انقلاب فرهنگي به رياست ميرحسين موسوي شرکت ميکردند.
آقاي موسوي اما به جاي گفتن اين حقيقت ساده، راه ناصوابي را برگزيد و پاسخ آن دانشجوي دلسوخته را چنان مبهم داد که کس نداند وي درآن ايام چه کاره بوده است.
آقاي موسوي شما که همه افتخارتان پيروي از امام است، چرا؟ شما که خود منصوب امام بوديد و به فرمان او بر صدر جلسات مينشستيد چرا خبر درست و دقيقي از آن نميدهيد؟ آيا فردا هم اگر به کرسي رياستجمهوري بنشينيد، همينطور «حق دانستن» مردم را محترم ميشماريد؟
گفتهايد شما در انقلاب فرهنگي نقشي نداشتيد، که اينطور؛ ولي صورت مذاکرات شوراي انقلاب چيز ديگر ميگويد: اعضاي شورا به شدت از وضع ناآرام دانشگاهها ناراضي بودند. هاشميرفسنجاني گفت: «از طريق حضور تعدادي بچه مسلمان در تهران ميتوان جلو شلوغي دانشگاه را گرفت... از خشونت نميترسيم. امروز شروع شود بهتر از سه ماه ديگر است.» مهندس ميرحسين موسوي تنها کسي بود که «از ضرورت انقلاب فرهنگي ار طريق حضور تودهها در دانشگاه سخن گفت». و چنين بود که دانشجويان اينجا و آنجا ستادهايي تشکيل دادند و مشغول «انقلاب فرهنگي» شدند؛ يا به تعبير ميهمان مودب شما: «تقليد مضحک شناعت وسخافت.» (درتهران: شکوريراد، شمقدري و محمود احمدينژاد و هاشميثمره در شيراز: فلان و فلان...الخ)
اين در انقلاب فرهنگي. اما درستاد انقلاب فرهنگي چطور؟ آيا آنجا هم بينقش بوديد؟ «قربان تمکينت شوم. ميبين وسربالا مکن»
من ميدانم که حاميان شما، ازجمله آقاي مسجدجامعي، درتشکيل آن جلسه و دعوت از آن نويسنده و تحريک او، خطاي سياسي واخلاقي بزرگي مرتکب شدند و «جاي خالي دروغ» را پر کردند و پويش انتخاباتي شما را به رنگ جفا آلودند. اما شستن آن رنگ با رنگ ديگر ميسر نيست. ازشما انتظار بزرگمنشي بيشتري ميرفت. يکي اينکه آن گفتار و کردار زشت را نکوهش و سرزنش کنيد و دوم اينکه شجاعانه از اقدام امامي که افتخار پيروي او را داريد [...] و نيز از نقش خود در انقلاب فرهنگي و ستاد انقلاب فرهنگي بيشرمندگي دفاع نماييد و چون يک فرد مطلع و مسوول، زواياي نهفته آن را آشکار سازيد و نشان دهيد که برنامهريزان و مجريان انقلاب فرهنگي چه کساني بودهاند و خود در گشودن پرونده مذاکرات شوراي انقلاب در اين خصوص پيش قدم شويد و همچنين تصريح کنيد که آييننامههاي «انقلابي» براي سانسور کتاب و غيره محصول شوراي عالي انقلاب فرهنگي کنوني است که شما هم عضو آن بودهايد و هستيد. طفره رفتن و سر زير برف کردن و جواب چند پهلو و سربالا دادن و کتمان حقيقت نمودن و به حمايت توهينکنندگان برخاستن و در قبال دروغگويان و درشتگويان سکوت پيشه کردن، شيوه صادقان و کريمان نيست.
نقل هر جور که از خلق کريمت کردند
قول صاحب غرضان است تو آنها نکني
دردمندان بلا زهر هلاهل دارند
قصد اين قوم خطا باشد هان تا نکني
منبع: روزنامه اعتماد ملی - چهارم خردادماه ۸۸
□
"بسم الله الرحمن الرحیم
حضور محترم حضرت آیتالله هاشمی شاهرودی ریاست محترم قوه قضاییه
حضور محترم جناب آقای دکتر لاریجانی ریاست محترم مجلس شورای اسلامی
حضور محترم جناب حجتالاسلام و المسلمین دری نجف آبادی دادستان کل کشور
با سلام، همانگونه که استحضار دارید در آستانه یکی از مقاطع حساس تاریخ سرزمینمان قرار داریم که در آن مردم شریف ایران با شرکت در انتخابات ریاست جمهوری وظیفه دینی و ملی خود را در تعیین سرنوشت کشور ایفا میکنند. اهمیت نقش رسانههای عمومی در این عرصه خطیر بر کسی پوشیده نیست. معالاسف تاکنون نحوه اطلاعرسانی رسانه ملی چه به لحاظ کمیت و چه به لحاظ کیفیت، حتی نسبت به دورههای قبل تنزلی آشکار داشته است و در نتیجه این شائبه را در اذهان عموم به وجود آورده که گویی قرار نیست انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری صحنه برابر و جدی رقابت نامزدها باشد. نقض مکرر و آشکار بیطرفی از سوی بخشهای خبری خاص و نیز کممایه بودن برنامههایی که باید با هدف دعوت به مشارکت حداکثری در انتخابات مردم تهیه و ارائه شوند به طور اساسی با ایده انتخاب آزادانه، آگاهانه و مسوولانه یکایک شهروندان در تعارض است.
از جنابعالی انتظار میرود با توجه به وظیفه قانونی خود در قبال نظارت بر اجرای دقیق قانون انتخابات، نسبت به پیگیری امر اقدام مؤثر مبذول فرمایید.
با احترام
میرحسین موسوی 29/2/88"
منبع: نواندیش
□
مجمع عمومي فراكسيون اکثریت مجلس پس از كش و قوس فراوان در مورد صدور بيانيه حمايتي از يك مصداق انتحابات ریاست جمهوری بالاخره با راي اكثريت تصميم گرفت تا بيانيه حمايتي خود را از يك كانديداي اصولگرا كه به گفته بهروز جعفري محمود احمدي نژاد خواهد بود، صادر كند. به اين ترتيب پس از بحث مفصل فراكسيون اصولگرايان با هشتاد راي موافق در برابر هفتادو پنج راي مخالف تصميم گرفت با انتشار بيانيه اي از نامزدي آقاي احمدي نژاد در انتخابات آتي حمايت كند.
فراكسيون اصولگرايان پيش از اين درباره صدور بيانيه حمايتي به دليل توصيه لاريجاني به حفظ بي طرفي مجلس در انتخابات به تصميم قاطعي نرسيده بود. اين درحالي بود كه تلاش حاميان دولت در اين جهت بود كه فراكسيون اصولگرايان بايد در عرصه انتخابات اعلام موضع كند.ظاهرا اين تلاش ها به نتيجه رسيد و بالاخره صدور بيانيه حمايتي توانست راي بياورد و در اين ميان مخالفت افرادي چون علي مطهري، سيدرضا اكرمي و حميدرضا كاتوزيان نتوانست موافقاني چون فرهنگي و نوروزي را قانع كند كه صدور بيانيه حمايتي به نفع قوه مقننه نيست. اين جلسه درحالي برگزار شد كه از 212عضو اصولگرا تنها 170نفر حضور داشتند.
روزنامه دنیای اقتصاد - چهارم خردادماه ۸۸- صفحه ۸
□
به گزارش خبرگزاري فارس، آيتالله مهدوي كني در گفتگو با سايت جامعه روحانيت مبارز افزود: در جامعه روحانيت مبارز روالي براي تصميم گيري وجود دارد كه با راي دوسوم اعضاي حاضر موضوعات به تصويب مي رسد. ما در راي گيري كه چندي قبل در ارتباط با معرفي و حمايت از آقاي احمدي نژاد به عنوان كانديداي جامعه روحانيت مبارز داشتيم، به اكثريت رسيديم ولي به دوسوم نرسيديم. اقليتي هم كه سه راي كمتر داشت راي به سكوت دادند و اين سكوت به معني نفي آقاي احمدي نژاد نبود، بلكه آنها نظرشان اين بود كه جامعه روحانيت مبارز در اين موضوع سكوت كند.
وي گفت: اما نظر شخصي ام در بيان مصداق اين است كه بعد از جمع بندي به اين نتيجه رسيده ام كه آقاي احمدي نژاد اصلح است و به ايشان راي مي دهم.
وي يادآور شد: ما نظرمان را عرض كرديم، مردم ما در اين سي سال بلكه قبل از آن نشان داده اند كه مردمي رشيد و صاحب تشخيص هستند. به ميدان راي خواهند آمد و آنها هم فردي را كه اصلح مي دانند، انتخاب مي كنند. و انشاءالله يك فردي بيايد كه مشكلاتي كه در اين مملكت هست را حل بكند و در برابر دشمنان ما هم بتواند ايستادگي بكند.

متن پرسش و پاسخ به شرح ذيل است:
**حضرت آيت الله مهدوي كني با توجه به اينكه كمتر از سه هفته ديگر به برگزاري انتخابات رياست جمهوري و ميان دوره اي مجلس خبرگان رهبري باقي مانده است، لطفا نظرتان را در مورد شركت آحاد مردم در اين انتخابات بيان بفرمائيد؛
همانطوري كه در تمام ادوار انتخابات، مردم و همه علاقه مندان به اسلام، انقلاب و اين كشور در صحنه حضور داشته اند و اين حضورشان يكي از عوامل مهم پيروزي و دوام انقلاب بوده است، در اين مرحله انتخابات رياست جمهوري هم حضور مردم هم در داخل و هم در خارج ميتواند كارگشا بوده و آثار خوبي داشته باشد.
حضور و راي دادن مردم در انتخابات به عنوان يك حق قانوني و طبيعي است و علاوه بر آن يك تكليف شرعي و سياسي است.
اينكه گفتم حق قانوني است چون انسان يك موجود مدني بالطبع است و در اجتماع زندگي ميكند؛ پس سرنوشت او وابسته به اجتماعش است و اوست كه اين اجتماع را مي سازد و از آن هم متاثر مي شود.
و قهرا عدم حضور نتيجه اي جز محكوم شدن به چيزي كه نخواسته است ندارد. ولي اگر حاضر شد و دخالت كرد، در سرنوشت خودش مؤثر واقع شده و اگر رأيش هم مقبول واقع نشود، وظيفه اش را انجام داده است.
من در انتخابات شركت مي كنم، راي ميدهم و انشاءالله همه ايرانيان، مؤمنين، مسلمانها، غير مسلمانها هم در اين انتخابات شركت خواهند كرد.
** لطفا براي امت بيدار و هميشه در صحنه جمهوري اسلامي ايران بفرمائيد شاخصهاي كانديداي اصلح به نظر شما چيست و جايگاه نقد در تبليغات كانديداها كدام است؟
در انتخابات قاعدتا به كسي كه صالح تر است راي داده ميشود. اصلح بودن هم جهات مختلفي دارد. اگر به كسي راي داده مي شود، معنايش اين نيست كه او هيچ عيبي ندارد و قابل نقد هم نيست. چون انسانهاي معمولي طبعا اشكال در كارشان وجود دارد و ممكن است اشتباه و خطا بكنند.
راي دهندگان من حيث المجموع فردي را با تمام خصوصيات و جنبه هاي سلبي و ايجابي اش بررسي مي كنند و در نهايت يك نفر كه به نظرشان براي مردم، انقلاب و اسلام مفيد است را انتخاب مي كنند.
ما هم روي اين جهت است كه مي خواهيم فردي را انتخاب بكنيم و الا نسبت به كانديداهاي ديگر هم احترام مي گذاريم. وقتي كانديدائي تائيد شده است، مورد احترام است و نبايد بي احترامي به هيچ يك از ساير كانديداها بشود.
من بي احترامي نسبت به هر يك از كانديداها چه از ناحيه ساير كانديداها و چه از ناحيه طرفداران آنها را نمي پسندم.
نبايد نقدها دلالت برسلب مطلق بكنند. يعني نبايد كانديداها به گونه اي نقد شوند كه معنايش اين باشد كه او بدرد نمي خورد و تا به حال هم كار حسابي انجام نداده است.
بعضي حرفها نفي تمامي زحمات گذشتگان است. اين كم لطفي و بي انصافي است كه زحمات كساني كه در اين سي ساله خدمت كرده اند از مرحوم شهيد رجائي گرفته تا به امروز، ناديده گرفته شود. يعني فرض كنيم كسي كه قبل از ما بوده عناد كرده و همه اش براي تخريب بوده و حالا ما آمده ايم و مي خواهيم آن خرابيها را اصلاح كنيم. ممكن است اشتباهاتي در كار وجود داشته باشد ولي معمولا گذشتگان ما اين گونه نبوده اند كه مي خواستند انقلاب را تخريب بكنند.
نقد معنايش اين است كه انسان جنبه هاي مثبت را ببيند، و در جنبه هاي منفي هم راه حل نشان بدهد. نه اينكه فقط منفي بافي بشود. و از طرفي هم نبايد به عنوان يك معاند با طرف برخورد شود.
اگر پيشنهادي هست بايد گفته شود كه ما براي رفع مشكلات موجود، كه موجود هم هست، اين راه حل ها را داريم. خوب است به مردم بگوئيم كه ما راه حل داريم.
بيان مشكلات را همه مردم مي دانند. اگر از تمام روستائيان ما بپرسيد كه آقا در كشور ما چه مشكلاتي است؟ آنها هم مي دانند بيكاري، گراني، كمبودها و ... وجود دارد و همه اينها را مشاهده مي كنند. لزومي ندارد كه بنده بيايم پشت ميكروفون و اينها را براي مردم دوباره بازگو كنم. سؤال اين است كه جنابعالي كه تشريف آورده ايد چه راه حلي داريد؟
اما اگر فقط نقد كند ولي راه حلي ارائه ندهد. يا كلي گوئي بكند، فائده اي ندارد. اگر هم اين منفيات اثر بكند، وقتي كه در موقع عمل راه حلي نبود، مردم برمي گردند و مي گويند كه جنابعالي كه تشريف آورده ايد چه كار كرديد؟ شما كه آن همه اشكال مي كرديد حالا خودتان آن اشكالها را چگونه رفع كرديد؟
نكته ديگر در انتخاب اصلح اين است كه دو بعد در كانديداي اصلح وجود دارد. يك بعد رفع مشكلات داخلي و يك بعد هم ايستادگي در مقابل دشمنان خارجي.
دشمني آنها براي اين نيست كه چون ما نتوانستيم براي مردم ايجاد كار كنيم با ما دشمن شده اند و اگر فرضا رئيس جمهوري ايجاد كار بكند ديگر با او دشمن نخواهند بود.
آنها از اول با اصل اين انقلاب مخالف بوده اند، بنابر اين ما كسي را مي خواهيم كه هم بتواند مشكلاتمان را برطرف بكند و هم در برابر فشارهائي كه دشمنان بر ما وارد مي كنند بتواند مقاومت و ايستادگي كند.
**مردم دلسوز و قهرمان ايران اسلامي بسيار با ما تماس مي گيرند و مي پرسند كه ما مي خواهيم راي بدهيم، و لي در مورد مصداق كانديداي اصلح منتظر اظهار نظر جامعه روحانيت مبارز هستيم. لطفا بفرمائيد كه موضع حضرتعالي و جامعه روحانيت مبارز در انتخاب كانديداي اصلح كدام است؟
در جامعه روحانيت مبارز روالي براي تصميم گيري وجود دارد كه با راي دوسوم اعضاي حاضر موضوعات به تصويب مي رسد. ما در راي گيري كه چندي قبل در ارتباط با معرفي و حمايت از آقاي احمدي نژاد به عنوان كانديداي جامعه روحانيت مبارز داشتيم، به اكثريت رسيديم ولي به دوسوم نرسيديم. اقليتي هم كه سه راي كمتر داشت راي به سكوت دادند و اين سكوت به معني نفي آقاي احمدي نژاد نبود، بلكه آنها نظرشان اين بود كه جامعه روحانيت مبارز در اين موضوع سكوت كند.
اما نظر شخصي ام در بيان مصداق اين است كه بعد از جمع بندي به اين نتيجه رسيده ام كه آقاي احمدي نژاد اصلح است و به ايشان راي ميدهم.ما نظرمان را عرض كرديم، مردم ما در اين سي سال بلكه قبل از آن نشان داده اند كه مردمي رشيد و صاحب تشخيص هستند. به ميدان راي خواهند آمد و آنها هم فردي را كه اصلح مي دانند، انتخاب مي كنند. و انشاءالله يك فردي بيايد كه مشكلاتي كه در اين مملكت هست را حل بكند و در برابر دشمنان ما هم بتواند ايستادگي بكند.
گفتني است پيش از اين نيز آيت الله يزدي رئيس جامعه مدرسين حوزه علميه قم اعلام كرده بود كه اكثريت اعضاي اين جامعه احمدي نژاد را به عنوان كانديداي اصلح انتخابات معرفي كردهاند.
□
حسين شريعتمداري در يادداشت روز امروز «كيهان» با عنون «باور بفرماييد که باور نميکنيم!» مينويسد:
اگر سياه نمايي آقاي مهندس موسوي در نطق تلويزيوني جمعه شب ايشان تنها عليه احمدي نژاد و دولت نهم بود، شايد نيازي به نوشتن اين وجيزه نبود، چرا که جناب موسوي سخن تازهاي عليه رئيس جمهور و دولت نهم نداشت و آنچه در اين باره بر زبان آورد، دقيقاً و بي کم و کاست- تأکيد ميشود بي کم و کاست- همان جملاتي بود که دشمنان تابلودار اسلام و انقلاب طي چند سال اخير عليه احمدي نژاد بر زبان و قلم آورده و هنوز هم ميآورند. اما آقاي مهندس موسوي به بهانه سياه نمايي عليه احمدي نژاد بسياري از آموزههاي اسلامي و انقلابي را مورد هجوم قرار داد و به نظرات صريح و خالي از ابهام حضرت امام(ره) حمله کرد. البته هنوز هم بايد اميدوار بود که آقاي مهندس موسوي براي حضرت امام(ره) و خط انقلابي آن بزرگوار احترام قائلند و حملات جمعه شب ايشان به آموزههاي امام(ره) و انقلاب را ميتوان ناشي از آن دانست که احمدي نژاد به عنوان فرزند معنوي امام راحل(ره) در خط امام و انقلاب حرکت ميکند و از اين روي، حمله موسوي به احمدي نژاد چه بخواهد و چه نخواهد، حمله به آموزههاي اسلام و انقلاب تلقي ميشود البته ترديدي نيست که مواضع و عملکرد دکتر احمدي نژاد در پارهاي از موارد نيز خالي از نقد نبوده است ولي اين موارد، اولاً؛ بسيار اندک و ناچيز است و ثانياً؛ همين موارد اندک و ناچيز نه فقط مورد اعتراض و حمله دشمنان بيروني و برخي از مخالفان داخلي وي قرار نگرفته بلکه از آن حمايت و دفاع نيز کردهاند، نظير اظهارات موهن آقاي مشايي درباره «مردم اسرائيل»! که از يک سو با اعتراض اصولگرايان روبرو شد و از سوي ديگر حمايت مشترک آمريکا و اسرائيل و برخي از اصلاح طلبان را درپي داشت.
درباره نطق انتخاباتي آقاي مهندس موسوي اگرچه گفتنيهاي فراواني هست ولي در اين نوشته به چند نمونه بسنده ميکنيم؛
1- درباره ممنوع التصوير بودن ايشان در سيماي جمهوري اسلامي ايران بايد پرسيد مهندس موسوي طي 20 سال گذشته کدام اقدام قابل توجهي را انجام داده است که بايستي خبر آن در تلويزيون به تصوير کشيده ميشد؟! سکوت ايشان در برابر آنهمه اهانت به امام و اسلام و انقلاب و مردم که قابليت تصويربرداري و نمايش تلويزيوني نداشته است!! دولت کنوني فقط 4 سال است که روي کار آمده ولي آقاي موسوي طي 16 سال حاکميت دولت سازندگي و دولت اصلاحات، مشاور ويژه رؤساي جمهور بوده است و تمام روزنامههاي زنجيرهاي و بسياري از سايتهاي اينترنتي و خبرگزاريها در اختيار حزب و گروه ايشان بود. بنابراين چرا در هيچ يک از اين رسانهها کمترين اثري از وي نبوده است؟! و يا کدام دفعه به عنوان مشاور ويژه رئيس جمهور وقت سخن گفته يا حرکتي کرده است که تلويزيون از پخش آن خودداري ورزيده باشد؟! ظاهراً آقاي موسوي با اين سخنان قصد دارد سابقه سکوت و بي حرکتي خويش را پاک کند و از همه بدتر آن که بي حرکتي و بي تفاوتي خود در مقابل مسائل نظام و انقلاب را به گردن صدا و سيما بيندازد.
2- آقاي مهندس موسوي ضمن تشکر از مردم به خاطر استقبال! از ايشان در سفرهاي استاني ميگويد: «مي دانم که اين پيشوازها براي بيان حرفها و نگاه به مسايل مختلف کشور بوده و بنده چيزي نداشتم که خدمت شما مردم عزيز عرضه کنم. همچنين ماشيني نفرستادم که شما را به صحنه آورد و از امکاناتي همچون پول نفت در آستينم برخوردار نبودم که آن را بين شما توزيع کنم»! اشاره آقاي موسوي به استقبال انبوه و متراکم مردم از آقاي احمدي نژاد در سفرهاي استاني ايشان است که بايد گفت: برخلاف سفرهاي تبليغاتي و غيرقانوني شما، احمدي نژاد به عنوان رئيس جمهور و براي انجام وظايفي که برعهده دارد و بسياري از مدعيان اصلاحات نيز به آن غبطه خوردهاند به استانها سفر ميکند و استقبال با شکوه مردم از ايشان علاوه بر قدرداني از رئيس جمهور مردمي خود، نشانه دلبستگي ملت به نظام اسلامي است، بنابراين جناب آقاي موسوي بايد توضيح بدهد که:
الف: چرا به شعور و حيثيت مردم اهانت ميکند و به آنان اتهام ميزند که براي استقبال از رئيس جمهور خويش پول دريافت کردهاند؟! يعني دقيقاً همان اهانت و اتهامي که مدتهاست اسرائيل، آمريکا و ضد انقلابيون فراري عليه مردم شريف و مسلمان ايران روا ميدارند.
گفتني است دشمنان بيروني که تا چند ماه قبل، حضور مردم در استقبال از رئيس جمهور و يا شرکت آنان در راهپيماييهاي قدس و 22بهمن را ناشي از تقسيم پول در ميان آنها اعلام ميکردند امروزه براي پيشگيري از آبروريزي بيشتر، اين ادعاي مسخره را مطرح نميکنند و عجيب است که آقاي مهندس موسوي تازه شروع کرده است!
حضرت امام(ره) بارها اتهام اسرائيل و آمريکا به مردم ايران مبني بر دريافت پول براي شرکت در اجتماعات را دروغبافي و توهم پراکني دشمنان و اهانت به مردم ايران دانسته بود.
ب: آقاي موسوي ادعا کرده است که مردم را با فرستادن ماشين به محل استقبال از رئيس جمهور آوردهاند! و بديهي است که براي اين اتهام واهي سندي ندارند. ولي همين ديروز- 2/3/88- سايت کلمه که متعلق به موسوي است، مبدأ و محل استقرار اتوبوسها را براي شرکت در ميتينگ انتخاباتي آقاي موسوي و خاتمي در استاديوم آزادي اعلام کرده است و معلوم نيست آقاي موسوي اين تناقض در گفتار و کردار خود را چگونه توجيه ميکند؟!
3-بوش رئيس جمهور سابق آمريکا، ديک چني معاون وي، رايس وزيرخارجه قبلي، اولمرت نخست وزير و شيمون پرز رئيس جمهور رژيم صهيونيستي و اخيراً هيلاري کلينتون وزيرخارجه جديد آمريکا با صراحت اعلام کردهاند حضور ايران در آمريکاي لاتين که تاکنون حياط خلوت آمريکا بوده است، ضربه سنگيني به سياست خارجي آمريکا وارد کرده و جايگاه ايران را به شدت تقويت کرده است و درخور توجه اين که همه آنها در تفسير و تحليلهاي خود بر اين نکته اصرار ميورزند که چرا جمهوري اسلامي ايران به جاي سياست منطقهاي به آمريکاي لاتين چشم دوخته است! و جناب آقاي موسوي نيز در نطق تلويزيوني جمعه شب خود دقيقاً و بدون کم وکاست تفسير دشمنان غربي را مطرح کرده و ميگويد؛ «موقعي ميتوانيم دست دراز کنيم تا در آمريکاي لاتين فعال باشيم که در رابطه با همسايههاي عزيز خود که جاي پاي محکمي داريم و مذهب و بازارهاي مشترکي با ما دارند فعال شده باشيم»! يعني جناب موسوي نيز دقيقاً و بي آن که متوجه باشند همان نظر آمريکا و صهيونيستها را با همان تفسير و توجيه مطرح ميکند و حال آن که، اولا؛ اين مردم و دولت ضدآمريکايي چند کشور آمريکاي لاتين بودهاند که به علت تغيير استراتژي قبلي و خروج از وابستگي آمريکا، به سوي ايران اسلامي دست دوستي و همراهي دراز کردهاند. عجيب است که وقتي به آقاي موسوي نسبت به خيانت و سوابق سوء برخي از اطرافيان ايشان تذکر داده ميشود در پاسخ ميگويد؛ من از همراهي هيچکس با خود جلوگيري نميکنم؟! و حال آنکه اين همراهان ماهيت سوء و ضدمردمي خود را بارها نشان دادهاند ولي وقتي چند کشور آمريکاي لاتين با رويکرد ضدآمريکايي به ايران اسلامي نزديک ميشوند فرياد آقاي مهندس بلند ميشود که چرا دوستي آنها را پذيرفته ايم!
ثانياً؛ روابط ما با کشورهاي آمريکاي لاتين باعث ايجاد يک بازار اقتصادي بزرگ براي کالاي ايراني شده است. کاش آقاي مهندس موسوي به اين پرسش پاسخ ميداد که رفت و آمد پي در پي آقاي خاتمي به فرانسه و برخي ديگر از کشورهاي اروپايي غير از صدور قطعنامه ضدايراني و کارشکني آنها در برنامه هستهاي ايران چه دستاوردي داشته است؟!
ثالثاً؛ مگر دولت نهم با همسايگان خود سر جنگ و ستيز داشته است که آقاي موسوي به همکاري با آنها توصيه ميفرمايند؟! ايران اسلامي در دولت نهم بيشترين روابط - البته عزتمندانه- را با همسايگان خود برقرار کرده است و البته در مقابل برخي از ادعاهاي بي پايه آنها نظير مالکيت بر سه جزيره ايراني خليج فارس نيز با اقتدار ايستاده است. آيا اين نوع رابطه عزتمندانه و مقتدرانه باعث نگراني آقاي مهندس موسوي و دوستان مدعي اصلاحات ايشان است؟ و يا در کدام مقطع زماني، رابطه ايران اسلامي با کشورهايي نظير عراق، افغانستان، پاکستان، ترکيه، روسيه و کشورهاي هم مرز آسياي ميانه مانند امروز صميمانه و مقتدرانه بوده است؟! البته بديهي است که دولت نهم مانند دوستان همراه و حاميان امروزي آقاي مهندس موسوي هيچوقت حاضر به همکاري با گروه آمريکايي طالبان نبودهاند و هرگز از صدام جنايتکار به عنوان خالدبن وليد ياد نکردهاند!
4- آقاي مهندس موسوي درباره فلسطين ميگويد «ما موقعي ميتوانيم از آرمانهاي فلسطين دفاع کنيم که خودمان قوي باشيم.»
دقت کنيد! مهندس موسوي تاکيد ميکند، «دفاع از آرمانهاي فلسطين» و نه کمکهاي احتمالي ديگر به آنها- که به عقيده نگارنده واجب و ضروري است - يعني از نظر آقاي مهندس موسوي ايران اسلامي بايد از مواضع اسلامي و انقلابي خود در حمايت از آرمان فلسطين و مقابله با صهيونيستهاي وحشي و کودک کش دست بردارد! البته اين اظهارنظر آقاي موسوي خيلي عجيب نيست، دوستان مدعي اصلاحات ايشان که هم اکنون همه کاره وي هستند نيز بارها همين مواضع ذلت بار را تکرار کرده و ميکنند. عجيب آن است که آقاي موسوي دم از خط امام(ره) هم ميزند!
و اما نکته قابل توجه اين که امروزه ملتهاي مسلمان، نهضتهاي مقاومت در فلسطين و لبنان و مصر و... به خاطر مواضع شجاعانه، اسلامي و انسان دوستانه ما در حمايت از آنها به عقبه استراتژيک ايران اسلامي تبديل شدهاند يعني برخلاف نظر آقاي مهندس موسوي، دفاع ما از آرمان فلسطين براي ايران اسلامي اقتدار آفرين بوده است.
گفتني است که بازهم ـ و متاسفانه ـ آقاي مهندس موسوي در اين بخش از اظهارات خود نيز، ديدگاه رايج دشمنان تابلودار مردم ايران را بازگو کرده است. فقط نيم نگاهي به مواضع آمريکا و اسرائيل به وضوح نشان ميدهد که آنها حمايت ايران اسلامي از آرمان فلسطين را يکي از عوامل اصلي اقتدار جمهوري اسلامي ميدانند و به شدت در پي مقابله با آن هستند و از قضا دقيقاً همين سخنان آقاي مهندس موسوي را بر زبان دارند که بايد مانع حمايت جمهوري اسلامي ايران از آرمانهاي فلسطين شد.
اوباما در طرح اخير خود، دست کشيدن جمهوري اسلامي ايران از حمايت آرمانهاي فلسطين را يکي از شرايط اصلي آمريکا و متحدانش براي متوقف کردن تخاصم! دانستهاند و به قول فاکس نيوز، ايران را بعد از دست کشيدن از حمايت مردم فلسطين به آساني ميتوان منزوي کرد. خب! آقاي موسوي چه ميفرمايند؟!
آيا جناب موسوي نميداند که دو خط آبي در پرچم رژيم صهيونيستي به نشانه از نيل تا فرات است؟! بنابراين مردم فلسطين به نمايندگي از تمامي کشورهاي منطقه با اسرائيل درگير هستند و نه فقط حمايت از آرمان فلسطين بلکه همه گونه کمک به مقاومت، کمترين هزينهاي است که کشورهاي منطقه بايستي براي حفظ امنيت خود بپردازند و نه صدقه! به مردم فلسطين و بديهي است نميتوان باور کرد که مهندس موسوي از درک اين مسائل ساده ناتوان باشد.
5-درباره احساس خطر آقاي موسوي نيز جاي اين سوال هست که چرا مدعيان اصلاحات با آمريکا و اسرائيل و کلان سرمايه داران و مفسدان اقتصادي در احساس خطر از دولت کنوني اشتراک نظر دارند؟!
6- اما، پرداختن به مواردي نظير «شکر»، چاي، پرتقال، عدم اشتغال و... نيز فرصت ديگري ميطلبد. و در اينجا فقط بايد پرسيد، «سلطان شکر» در کدام جبهه کباده ميکشد؟ و يا کارگران فلان کارخانه را کدام سرمايه دار اخراج کرده و آن سرمايه داران اکنون از نامزد کدام جبهه حمايت ميکنند؟ و يا چاي و پرتقال و...بگذريم!
7- و بالاخره آقاي مهندس موسوي!... باور بفرماييد که باور نميکنيم آنچه فرمودهايد حرف دل خودتان باشد. ما نگران شما هستيم و دلواپس هزينه شدن سابقهاي که از جنابعالي در اذهان باقي است.
این تصویر از طرف یکی از گروههای اپوزوسیون نظام جمهوری اسلامی پخش شده. برام جالب بود. تصمیم گرفتم بزارمش اینجا ببینید. احتمالاً برای شما هم جالبه.

محمد نبي حبيبي صبح روز پنج شنبه در نهمين مجمع عمومي حزب موتلفه اسلامي كه با شعار “ عزت ،خدمت و كارآمدي” آغاز به كار كرد، به تبيين دلايل پشتيباني از دكتر محمود احمدي نژاد در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري پرداخت.
دبيركل حزب موتلفه اسلامي با بيان اينكه “ جبهه پيروان خط امام و رهبري در اوايل ارديبهشت سال 88 به نتيجه قطعي رسيد كه از آقاي احمدي نژاد حمايت كند و موتلفه اسلامي نيز طي بيانيه اي از او اعلام كرد” مومن بودن احمدي نژاد به ارزش هاي انقلاب و نيروي لايزال ملت، همچنين وجود روحيه مردمي و نشاط و شادابي خدمت به مردم را از جمله دلايل حمايت حزب موتلفه اسلامي از احمدي نژاد برشمرد.
وي همچنين گفت: رئيس دولت با دو سفر به هر استان از مشكلات اعماق كشور مطلع شده است، بايد به او فرصت داد تا در دوره دوم رياست جمهوري خدمات خود را به مردم كامل كند؛ لذا اين امر نيز يكي ديگر از دلايل ما براي اين حمايت بوده است.
حبيبي افزود: آقاي محمود احمدي نژاد مومن به استقلال و پيشرفت كشور است و در طول خدمتش در دولت نهم شاهد پيشرفت هاي شگرف علمي بوده ايم،البته اين به اين معنا نيست كه اين پيشرفت در دوره هاي گذشته وجود نداشته است؛ چراكه انقلاب اسلامي خود فرصت چنين پيشرفت هايي را براي ما فراهم كرد.
وي افزود: احمدي نژاد در مجامع بين المللي به خوبي از استقلال و شرف ملت ايران دفاع كرد و نمونه هاي عملي آن را در نطق شورانگيز دانشگاه كلمبيا و حضور قدرتمندانه در اجلاس دوربان دو در ژنو مي توان به خوبي مشاهده كرد.
وي گفت: دولت نهم با پاسخگويي به ميليون ها نامه اي كه رئيس جمهور در سفرهاي استاني از مردم دريافت كرد، تصويري از ارتباط صميمي و مشفقانه دولت با مردم را ارائه كرد، همچنين درجه مقبوليت آقاي احمدي نژاد با نظر سنجي هاي مكرر امري پنهان نيست و اين يكي ديگر از دلايل تصميم گيري حزب موتلفه اسلامي و نيز جبهه پيروان خط امام و رهبري بوده است و البته اشاره به اين نكته را لازم مي دانيم كه به نظر ما عملكرد دولت نهم در مجموع با درجه مقبول و مطلوب مثبت است.
دبيركل حزب موتلفه اسلامي همچنين گفت: حزب موتلفه اسلامي كه تشكل متبوعش به رشد و آگاهي سياسي مردم معتقد است و با گزينه مطلوب پا به ميدان رقابت انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري گذاشته است و مي تواند با يك رقابت اخلاقي در اين ميدان به رسالت و وظايف تاريخي خود عمل كند.
وي با اشاره به حمايت اكثريت اعضاي جامعه مدرسين حوزه علميه قم از احمدي نژاد ادامه داد: ما نقد رقبا را در عين اينكه يك فرصت براي شناسايي ضعف ها و قوت ها مي دانيم، اما در مورد عملكرد دولت و شخص رئيس جمهور در برخي زمينه ها برخي از نقدها را منصفانه نمي دانيم و داوري اين نوع قضاوت را به مردم در روز 22 خرداد به هنگامي كه با صفوف فشرده به پاي صندوق هاي راي مي آيند واگذار مي نمايم. وي حضور حداكثري مردم و امر مشاركت در انتخابات آينده را امري مهم قلمداد و اظهار كرد: اينكه رئيس جمهور آينده بتواند بيشترين راي مردم را داشته باشد تا در صحنه هاي بين المللي بتواند با اقتدار از استقلال و منافع ملي دفاع كند، از مقولات مصالح ملي است.
حبيبي همچنين ضمن تسليت به مناسبت ايام فاطميه و ارتحال آيت الله بهجت، اظهار كرد: در اين سه سال سعي كرديم همانند دوره هاي گذشته از نفس تحزب در كشور و انقلاب اسلامي دفاع كنيم.
وي با بيان اينكه “ توسعه و تعميق و فرهنگ تحزب اثر ويژه اي در اداره كشور دارد و مي تواند موجب مصونيت اصل نظام شود” خاطرنشان كرد: متاسفانه در حال حاضر طي هر نابساماني كه در كشور واقع مي شود، تمام توجهات به راس نظام معطوف مي شود كه اين موضوع خطرناكي است؛ چراكه در اين راستا احزاب بايد به ميدان بيايند و با هم رقابت كنند و پيروز هر دوره انتخابات به مردم برنامه ارائه دهد و اگر موفق نشد كه راي مردم را كسب كند، اعتراضات و انتقادات متوجه اين حزب باشد.
دبيركل حزب موتلفه اسلامي گفت: اين حزب معتقد است با گزينه مطلوب پا به ميدان رقابت انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري گذاشته است و با يك رقابت اخلاقي در اين ميدان مي تواند به رسالت و وظايف تاريخي خود عمل كند. وي با تاكيد بر اينكه “ ما با نظر كساني كه معتقدند، ضرورتي براي وجود حزب در كشور نمي بينيم، مخالفيم” خاطرنشان كرد: اگر كار حزبي با مباني اسلامي انطباق نداشت، چطور ممكن است مراجع تقليد نه يكبار، بلكه چند بار به حزب موتلفه اسلامي اجازه ملاقات دهند و برخي از مراجع مي فرمايند كه حزب موتلفه اسلامي مورد تائيد است، چنانچه آيت الله نوري همداني در اين مورد مي فرمايند؛ حزب موتلفه اسلامي موجب قوت مردم است. دبيركل حزب موتلفه اسلامي در ادامه با تاكيد بر اينكه “ ما بايد صف بندي خود را با كساني كه با حزب مخالفند مشخص كنيم” اظهار كرد: ما تائيد علما و مراجع از حزب موتلفه را در حقيقت تائيد تحزب قلمداد مي كنيم و معتقديم كه تلاش براي به وجود آمدن احساس ضرورت وجود تحزب بايد به يك تلاش مستمر تبديل شود.
وي توان پاسخگويي داشتن يك حزب به اين سوالات كه اداره كشور چگونه و با چه كساني محقق مي شود را از جمله مشخصه هاي يك حزب كارآمد برشمرد و تصريح كرد: اگر يك حزب مي خواهد به چگونگي اداره كشور پاسخ مناسبي بدهد، بايد برنامه و كارگروه داشته باشد.
دبيركل حزب موتلفه اسلامي در ادامه انتخابات رياست جمهوري دهم را مورد توجه قرار داد و گفت: مجمع عمومي نهم موتلفه حزب اسلامي در حالي برگزار مي شود كه ملت ما در آستانه دهمين دوره رياست جمهوري قرار دارد و موقعيت كنوني نظام ما در منطقه و جهان يك موقعيت كاملااستثنايي است. وي افزود: ملت ايران هيچ گاه به اين اندازه مقتدر، توانا و اميدوار به آينده درخشان خود نبوده است. همچنين رهبري داهيانه مقام معظم رهبري و هدايت هاي معظم له ، تهديدها عليه ملت ايران را به فرصت براي جهش به آينده و دستيابي به اهداف سند چشم انداز 20 ساله تبديل كرده است.
حبيبي با بيان اينكه “ حزب موتلفه اسلامي حضور گسترده مردم در انتخابات دهم رياست جمهوري را مهمترين موضوع اين انتخابات مي داند” اظهار كرد: با توجه به اينكه تحقق اين خواست جز با حضور سليقه هاي متنوع در عرصه رقابت ميسر نيست، حزب موتلفه اسلامي ، به طور اصولي از حضور همه سليقه ها استقبال مي كند و براي همه نامزدهايي كه پس از اظهار نظر شوراي نگهبان وارد عرصه انتخابات مي شوند، احترام قائل است.
وي تاكيد كرد: ما نه سليقه خود را حق مطلق و نه ساير سليقه ها را به طور مطلق خارج از دايره حق مي دانيم، ما آنچه را كه حق مطلق مي دانيم اصول و ارزش هاي والاي انقلاب اسلامي است و سعي ما بر اين است كه سليقه هاي گوناگون را با اين معيار پايدار حق بسنجيم.
وي گفت: در رقابت هاي انتخاباتي آنچه را خط قرمز مي دانيم تخريب، تهمت و سياه نمايي و غيرواقع را به جاي واقع نشاندن است، اما براي انتقاد به معناي اصلي آن يعني ارزيابي منصفانه از عملكرد و مواضع رقبا هيچ منعي را وارد نمي دانيم و مهمتر از همه اينها را بيان شفاف مواضع و برنامه ها و در صورتي كه ميسور باشد، معرفي مديران يا حداقل برخي از مديران مورد نظر نامزدها براي اداره كشور مي دانيم.
دبيركل حزب موتلفه اسلامي ، با بيان اينكه “ ما از برنامه مناظره حضوري و مستقيم رقبا نيز استقبال مي كنيم” خاطرنشان كرد: با درك رسالت خود به موضوع انتخابات و مديريت اجرايي كشور در چهار سال آينده با ارزيابي هاي گسترده در دي ماه 1387 به اين نتيجه رسيديم كه از آقاي دكتر محمود احمدي نژاد در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري حمايت كنيم، اما به دليل اينكه حزب موتلفه اسلامي، عضو جبهه پيروان خط امام و رهبري است و حق تحفظ براي خود در انتخابات رياست جمهوري در مقابل تصميم جبهه پيروان خط امام(ره) و رهبري قائل نيست، موضوع را رسما اعلام نكرديم، تا تمامي اعضاي جبهه بررسي هاي خود را به عمل آورند و مجموعه نظر خود را اعلام كنيم.
در نهمين مجمع عمومي حزب موتلفه اسلامي ، سيد محمد خاتمي ، آيت الله تسخيري، باهنر، فدايي، امير محبيان، مرتضي نبوي، احمد كريمي اصفهاني، حسن بيادي و نماينده آيت الله نوري همداني حضور داشتند.
گفتني است 1500 نفر از منتخبين حوزه هاي حزبي در سراسر كشور پنج شنبه گذشته به تهران آمده بودند. آنان بعد از ظهر پنج شنبه با تعيين خط مشي سه ساله حزب و نيز انتخابات اعضاي شوراي مركزي جديد، اجلاس نهمين مجمع عمومي حزب مولفه اسلامي را به پايان بردند.
منبع: روزنامه رسالت - دوم خردادماه ۸۸ - صفحه ۲
□